فرهنگ چیست؟

 

فرهنگ چيست؟

اساسا فرهنگ سازماني به مثابه شخصيت سازمان است. فرهنگ شامل فرضيات،ارزش ها ، هنجارها  و نمادهاي آشكار سازمان و رفتار كاركنان آن است. فرهنگ از جمله واژگاني است كه  معاني متعددي دارد ، هر چند ناپيداست، همه  آنرا احساس مي كنند. براي نمونه فرهگ سازماني در يك شركت تجاري بسيار متفاوت از فرهنگ بيمارستاني و آن متفاوت از فرهگ سازماني در دانشگاه است.

فرهنگ را مي توان از طريق توجه به ابزارها و تجهيزات سازمان، پوسس كاركنان و نحوه مراودات آنان شناخت و از آن طريق به شخصيت كاركنان پي برد.

ادامه نوشته

نظریه پردازان جامعه شناسی فرهنگی 3

 اصول نظريه  كنش متقابل نمادين:

۱– به نمادها به عنوان مهمترين بخش ارتباطات غير كلامي انسان توجه مي شود.

2 – ظهور پديده ها ناشي از اجبار يا جبر محيطي اجتماعي فرد نيست. بلكه پديده ها ناشي از عاملان آن است.

3 – معنا نه از طريق فرآيندهاي ذهني بلكه از طريق فرآيند كنش متقابل حاصل مي شود.

4 – انسان ها بر خلاف جانوران پست تر استعداد تفكر دارند. (جورج ريترز)

5 – انسان ها از طريق كنش متقابل نمادين ، نمادها و معاني را مي آموزند. آنچه اهميت دارد در چگونه آموختن است و نه در چگونه ايجاد شدن.

6 – كنش متقابل افراد، آنان را به الزامات و تعهداتي ملزم مي سازد. ( نظريه مبادله، پاداش معلم يادگيري دانشجو است.)

7 – معاني و نمادها به انسان ها اجازه مي دهد كه كنش متقابل و متمايز انساني را انجام دهند.

8 -  پايه گذار مكتب كنش متقابل نمادين جورج هربرت ميد مي باشد كه به مطالعه نمادهايي نظير لبخند زدن ، قيافه گرفتن و سرتكان دادن توجه خاصي از خود نشان مي داد.

 

ادامه نوشته

نظریه پردازان جامعه شناسی فرهنگی 2

تعاريف ماكس وبر غالبا در حوزه كنش اجتماعي است . كنش به معناي تمام رفتارهاي انساني است كه در آن فرد كنشگر يك معناي ذهني به رفتار خود مي دهد. اين رفتار مي تواند قابل مشاهده و يا صرفا ذهني باشد. به عبارتي رفتار آن چيزي است كه انجام مي دهيم بدون آنكه معنايي به آن نسبت دهيم. اگر من عطسه مي كنم ، حركات من مي تواند نتيجه نهايي يك عامل فيزيكي و نه يك كنش معنادار است. وبر به تشخيص چهار نوع كنش معنادار اجتماعي مي پردازد كه تفاوت آن ها در درجه معناداري و عقلايي بودن آن است:

ادامه نوشته

نظریه پردازان جامعه شناسی فرهنگی 1

اصول نظریه مارکسیسم

کارل مارکس فیلیسوف آلمانی، سوسیاليست و سیاستمدار قرن ۱۹ بود . او در رابطه با علل رشد و توسعه اقتصادي و مناسبات اجتماعي و فرهنگ حاكم بر آن را توضيح مي دهد. به اعتقاد ماركس ، اقتصاد و به دنبال آن مناسبات مالكيت به عنوان زير بنا و فرهنگ به عنوان رو بنا قلمداد مي شود. به اعتقاد وي عوامل رو بنايي وابسته به عوامل زير بنايي هستند. عواملي نظير سياست، اجتماع، فرهنگ ، فلسفه و علم و علاوه برآن نهاد خانواده و ساير نهادهاي مرتبط با آن عوامل رو بنايي هستند كه مستقيما به عوامل زير بنايي يعني اقتصاد وابسته است. طبق نظريه ماركس ، زير بنا، روبنا را تضمين مي كند و رو بنا حافظ موجوديت مناسبات اجتماعي ست. زماني كه طبقه حاكم داراي يك سلسله امتياز اند، افكار حاكم فرهنگي در جهت محافظت از واقعيت موجود به پيش مي رود. در اين فرضيه ماركس  فرهنگ ، در حقيقت مترادف با ايدئولوژي طبقه حاكم است.

ادامه نوشته

اومانیسم(humanism)

اومانیسم(humanism) در فارسی به صورت اصالت انسان، انسان‌گرایی، انسان‌مداری ،آدمیت و خود بنیادی ترجمه شده است. .

این مکتب انسان را محور ارزشها قرار می دهد یعنی اصالت به اراده و خواست او داده می شود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدا محوری می باشد قرار گرفته است .

آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد.  در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد و اصالت به خدایان داده می شد در مقابل این اعتقاد عده‌ای اصالت را به انسان می‌دادند که می‌توان آنها را اومانیستهای قدیم نامید. ریشه‌های اومانیسم در معنای عام آن که همان انسان محوری در مقابل خدا محوری است سابقه‌ای طولانی در فرهنگ قرون وسطایی دارد.علیرغم سختگیری‌ها و شکنجه‌های دستگاه تفتیش عقاید کلیسا، موج روگردانی از مذهب از اواخر قرن 13 رو به افزایش نهاد تا آن که در زمان رنسانس به شکل طغیان علیه کلیسا و مذهب ظهور کرد. . به قول رنه گنون: در دوران رنسانس یک واژه بود که مورد احترام قرار گرفت و از پیش سراسر برنامه تمدن متجدد را در خودخلاصه کرد. این واژه اومانیسم است. در واقع منظور از این واژه این بود که همه چیز را محدود به موازین بشری محض سازند و هر اصل و طریقی را که خصلت معنوی داشت به صورت انتزاعی درآورند.این خود انسان است که باید با اتکا به استعدادها و امکانات وجودی خویش، به تثبیت امور اجتماعیش بپردازد و اراده خود را حاکم بر جامعه بشری بنماید.

 

ادامه نوشته

نيازهاي اجتماعي :

انسان داراي نيازهاي فيزيولوژيك است كه براي رفع آن به تنهايي نمي تواند اقدام نمايد. براي رفع اين نيازها، او با ديگر همنوعان خود در ارتباط قرار مي گيرد. نيازهاي  فیزیولوژیک شامل آن دسته از انگیزه‌های فرد ي  است که اغلب جنبه حیاتی برای فرد دارند و با نیازهای اساسی جسمانی او مرتبط هستند. چنین نيازهايي  برای رفع احتیاجات جسمانی و تداوم سلامت فرد و عمر او نقش مهمی دارند. و فرد را وادار می‌کنند به دنبال راهکاریهایی باشد که نیازهای وی را تامین می‌کنند. به عبارتی نیازهای فیزیولوژیک فرد را دچار تنش و ناآرامی می‌کند و فرد که یاد گرفته است که چنین تنش و ناآرامی با رسیدن به شرایط خاصی قابل رفع هستند، به دنبال آن شرایط می‌گردد را برای خود فراهم سازد تا دوباره به حالت تعادل و آرامش قبلی برسد. نيازهاي فيزيولوژيك از طريق توانايي هاي خلاق انسان در امر توليد ابزار( تكنولوژي) و توليد خدمات برطرف مي شود. اين امر با ايجاد ارتباط با ديگر افراد همنوع فرد امكان پذير مي گردد. به عبارتي ارتباطات فرد بر گرفته از نيازهاي اجتماعي است .
ادامه نوشته

نهاد اجتماعي

 

 

براي چرخش پديده اي به نام ساختار اجتماعي ، نيازمند نيرويي به نام فرهنگ براي هدايت و هماهنگي آن هستيم. فرهنگ دست ساخته دست بشري است و هيچ جامعه اي بدون آن معنا و مفهومي ندارد. عناصر ، الگوها و نهادهاي فرهنگي شيوه هايي هستند براي بكر و رفتار و عمل انساني كه توسط ساختار اجتماعي جهت گيري و تنظيم مي شوند. در حوزه فرهنگ و ساختار اجتماعي ، نهاد هاي اجتماعي نظير آموزش و پرورش ، نهادهاي اقتصادي و معيشتي ، نهاد هاي سياسي و حكومتي، نهادهاي خانواده و خويشاوندي و همچنين نهادهاي ديني و مذهبي كه در ابعاد رسمي و غير رسمي ، پنهان و آشكار وجود دارند،  شكل مي گيرند.

ادامه نوشته

هنر شنیدن موسیقی

 
هنر شنیدن موسیقی
 
 
 
 
مطالعه آزاد
نوشته Bill Hammel
 
بیشتر مردم به موسیقی گوش نمیدهند، فقط به آن عکس العمل نشان میدهند. این در واقع پایه و اساس موسیقی پاپ است. شما میتوانید از هر طرفدار پرو پا قرص یک گروه یا خواننده پاپ بخواهید تا به شما بگوید موسیقی مورد علاقه اش درباره چیست و میتوانید مطمئن باشید که تعدادی جمله بی سر و ته یا حداکثر چیزی درباره "اشعار" خواهید شنید که صد البته ربطی به "موسیقی" آن ندارد. پرسش درباره ساختار موسیقایی مانند تونالیته یا بخشهای هارمونیک ترانه معمولا با سکوت و نگاهی تهی و بی احساس روبرو خواهد شد.


ادامه نوشته

تعریف جامعه

 

جامعه

بسمه تعالی

تعریف جامعه

غالبا تعاریفی که جامعه شناسان از جامعه به دست داده اند با یکدیگر شباهت دارد و نکات مشترکی در آنها دیده می شود  بسیاری از متفکرین جامعه انسانی را با بدن انسان مقایسه کرده اند ، ریشه این شیوه تفکر را بایستی در یونان قدیم جستجو کرد . ارسطو جامعه را به موجودی زنده تشبیه می کند که قانون تولد و رشد و مرگ بر آن حاکم است .

ادامه نوشته