استراتژی های کارآفرینی

مفهوم و تعاريف  كارآفريني

    واژه Entrepreneur مشتق كلمه فرانسوي Entreprendre است كه بمعناي متعهدشدن مي باشد. كارآفرين كسي است كه ايجاد موسسه جديد  را تعهد مي كند, آنراسازمان مي دهد, سرمايه را جمع آوري

مي كند و تمام يا بخش عمده خطرات آنرا مي پذيرد .

استيونسون، كـارآفريني را فرايند خلق ارزش،همراه با منابعي منحصر به فرد جهت بهره برداري از يك فرصت مي داند.

تيمونز كارآفريني را توانايي خلق وساخت چيزي از هيچ چيز مي‌داند اين مفهوم يعني شروع، انجام، دستيابي و ايجاد يك شركت يا سازمان.

 

ادامه نوشته

کوبیسم

كوبيسم جنبش هنری است که به سبب نوآوری در روش دیدن، انقلابی ترین و نافذترین جنبش هنری سده بیستم به حساب می آید. جنبش کوبیسم توسط "پیکاسو" و "براک" بنیان گذارده شد، مبانی زیبایی شناختی کوبیسم طی هفت سال شکل گرفت (1914-1907)، با این حال برخی روشها و کشفهای کوبیست ها در مکتبهای مختلف هنری سده بیستم ادامه یافتند. نامگذاری کوبیسم )مکعب گرایی) را به لویی وُسِل، منتقد فرانسوی نسبت می دهند، او به استناد گفته ی ماتیس در باره ی « خرده مکعب های براک» این عنوان را با تمسخر به کار برد، ولی بعدا توسط خود هنرمندان پذیرفته شد. پیشگامان کوبیسم مضمونهای تاریخی، روایی، احساسی و عاطفی را وانهادند و عمدتا طبیعت بیجان را موضوع کار قرار دادند.

ادامه نوشته

باروك:

 قبل از آنكه به سبك باروك بپردازيم لازم است تقدم و تاخر سبك هاي ديگر را نيز مروري اجمالي نماييم :

منريسم : گرايش در تقليد از آثار هنرمنداني دوره كلاسيك نظير ميكل آنژ و داوينچي بودكه در دوره رنسانس به اوج شكوفايي آثار هنري دست يافتند. بنابر اين منريسم هنري ، تقليدي ، تصنعي و از اصول و موازين مشخصي پيروي مينمود.

كلاسي سيسم: از نظر تاريخي به يونان باستان باز مي گردد. در معناي زيباشناختي به سبكي اطلاق مي شود كه واجد ويژگي هايي چون صراحت، نظم و توازن است. در كلاسي سيسم غالبا هنرمند از اصول و قوانين نظري تبعيت مي كند و از اين رو به نظر مي رسد كه اين سبك به عقل و خرد متكي است.

 در معنايي ديگر واژه كلاسي سيسم به ميراث بزرگ ادبي و هنري مربوط به فرهنگ و يا برجسته ترين آثار متعلق به هر دوره اي اطلاق مي شود.

اومانيسم: عقيده بر اصالت آنچه كه مربوط به مباحث انساني ناميده مي شود و كشف مجدد انسان و جهان .

 با توجه به معناي اجمالي سبك هاي ياد شده ، واژه باروك به دو گونه معنا مي شود:

 

ادامه نوشته

سبک هندسی

دوره هندسی - اواخر سده ۱۱ تا اواخر سده ۸ پیش از میلاد

ادامه نوشته

نظریه پردازان جامعه شناسی فرهنگی 3

 اصول نظريه  كنش متقابل نمادين:

۱– به نمادها به عنوان مهمترين بخش ارتباطات غير كلامي انسان توجه مي شود.

2 – ظهور پديده ها ناشي از اجبار يا جبر محيطي اجتماعي فرد نيست. بلكه پديده ها ناشي از عاملان آن است.

3 – معنا نه از طريق فرآيندهاي ذهني بلكه از طريق فرآيند كنش متقابل حاصل مي شود.

4 – انسان ها بر خلاف جانوران پست تر استعداد تفكر دارند. (جورج ريترز)

5 – انسان ها از طريق كنش متقابل نمادين ، نمادها و معاني را مي آموزند. آنچه اهميت دارد در چگونه آموختن است و نه در چگونه ايجاد شدن.

6 – كنش متقابل افراد، آنان را به الزامات و تعهداتي ملزم مي سازد. ( نظريه مبادله، پاداش معلم يادگيري دانشجو است.)

7 – معاني و نمادها به انسان ها اجازه مي دهد كه كنش متقابل و متمايز انساني را انجام دهند.

8 -  پايه گذار مكتب كنش متقابل نمادين جورج هربرت ميد مي باشد كه به مطالعه نمادهايي نظير لبخند زدن ، قيافه گرفتن و سرتكان دادن توجه خاصي از خود نشان مي داد.

 

ادامه نوشته

هنر ميسني

دروازه شيران  كاخ مسين مربوط به دوره ميسنی

دو تک سنگ عظيم عمودي با يک حمال افقي بر روز آنها ساخته شده است، و رديفهاي فوقاني سنگ به صورت يک تاق برجسته در مي آيند و روزنه اي مثلثي شک پديد مي آورند که باعث کاسته شدن سنگيني و فشار قطعات بالايي بر حمال افقي مي شود. فضاي تاق نما با قطعه سنگي پر شده که رويش نقش برجسته دو شير در دو سوي يک ستون احتمالاً مقدس مينوسي حکاکي شده که رو در روي هم ايستاده اند و پايشان را بر قاعده آن نهاده اند. (اين ستون دروازه شيران، نمونه سنگي ستونهاي چوبي منهدم شده مينوسي است.) سوراخهاي روي چهره جانوران نشان مي دهد که سر اين شيرها، که ديگر وجود ندارد، از تکه سنگ يا فلز جداگانه اي ساخته شده بود. شيران با اندامي ستبر و پرقدرت حکاکي شده اند و کل طرح مزبور به طرز ستايش انگيزي فضاي سه بعدي بالاي تير حمال را پر مي کند و از لحاظ ابهت، قدرت و مقياس نوعي هماهنگي با سنگها کوه پيکر ديوارها و دروازه پديد مي آورند. گروههاي مشابهي از شيران را با نقش ريز بر روي مهرهاي کرتي مي بينيم و آدمي به محض ديدن اين مهرها احساس مي کند که اين شيرها فاصله چنداني با ترکيب بندي اشارتي هنر بين النهرين ندارند. در درون دروازه و سمت راست آن، دايره مقبره ها واقع شده که محوطه اي است مسدود و شامل تعدادي مقبره ساده چاهکي و گوديهاي سنگ چين شده به عنوان مقابر پادشاهان و خانواده هاي ايشان، که رويشان پوشيده و با يک لوح سنگي علامت گذاري شده است.

 

ادامه نوشته

هنر مينوسي1

 

چنگ نواز مينوسي پيشين

سبکهاي اين پيکره ها مانند اندازه هايشان متفاوت هستند و از پيکره هايي با تناسبهاي طبيعي تا شکلهايي که بيش از آنکه به پيکر آدمي شباهت داشته باشند ، نوسان پيدا مي کنند. نمونه اي که در اينجا آورده ايم  در حد وسط قرار دارد: شکلهاي ارگانيک به شکلهاي تقريباً هندسي (مثلث، مستطيل، بيضي، استوانه) تبديل شده اند، ولي اشاره به پيکره زن همچنان واضح است و شيوه درهم آميزي بخشهاي سبک دار گوناگون، گيرايي هنري قابل توجهي دارد، نشانه هايي از رنگ که بر روي برخي از اين پيکره ها يافت شده، نشان مي دهد که دست کم بخشهايي از آنها رنگ آميزي مي شده اند. چشمها غالباً رنگ مي شدند و پرداختهاي اضافي رنگي را به صورت گردن آويزها و دستبندهاي رنگين مجسم مي کردند. در مجموعه پيکره هاي سيکلادي، گاهگاه پيکره هاي مردان نيز ديده مي شوند. اين پيکره ها غالباً به صورت نوازنده ظاهر مي شوند، مانند پيکره چنگ نواز ، که بين شکل هاي تقليدي صندلي و چنگ قرار گرفته است و مطيعانه سرگرم انجام دادن وظيفه اي است که ظاهراً بخشي از مراسم تدفين بوده است. سر بشقاب گونه و گردن دراز و لوله مانند اين پيکره به همان سبک پيکره هاي تخت ساخته شده اند، ولي بدنش داراي حجم شده است و در ترکيب بنديش گونه اي کيفيت سه بعدي ديده مي شود که در بتهاي تخته الواري وجود نداشت. هر چند تعيين ترتيب تاريخي اين پيکره هاي سيکلادي ميسر نشده، چنين به نظر مي رسد که بيشترشان به نيمه دوم هزاره سوم پيش از ميلاد تعلق داشته باشند، به اعتقاد باستان شناسان، پيکره چنگ نواز به پايان خط مربوط مي شود و احتمالاً با کاخهاي کرتي همزمان بوده است.

ادامه نوشته

هنر مينوسي

 

ساقي مربوط به كاه كنوسوس - دوره مينوسي پسين

ادامه نوشته

مطالعات بين فرهنگي

ما مي دانيم كه همه مردم، نه تنها از طريق گفتار بلكه از طريق فرا گفتاري ( مانند طرز رفتار ، زير و بمي صدا، نگاه كردن به چشم ديگري ) خواسته هاي خود را بيان ميكنند. در كاربرد زبا ن نيز تفاوت هاي فرهنگي بسياري به چشم مي خورد:  از جمله اطلاق چندين معنا به يك واژه. در كاربردهاي فرا زماني رفتار موقر و آرام ژاپن و اقتدار و اغراق در گفتار عرب ها تفاوت هاي بارزي را از خود نشان مي دهند.

 

ادامه نوشته

ایده آلیسم (Idealisme) پندار گرایی، آرمان گرایی

ایده الیسم برحسب مکتب های مختلف فلسفی ،معانی مختلفی دارد. کلمه ایده (idea)  در اصل کلمه ای است یونانی و معانی مختلفی دارد. مانند شکل،ظاهر،نمونه و غیره ... خود این کلمه از لفظ یونانی دیگری با نام "ایده ئیو" که به معنای دیدن است، مشتق شده است.

اول کسی که این کلمه را در فلسفه و به عنوان اصطلاح فلسفی به کاربرد، افلاطون بود که آنرا به اعتبار یکی از معانی این کلمه یعنی نمونه و مثال استعمال نمود.

طبق نظر افلاطون، ما نمی توانیم به موجودات جهان خارجی علم پیدا کنیم بلکه تنها آن ها را با حواس درک می کنیم. (چرا که میان ادراک و علم تفاوت وجود دارد. همه حیوانات، ادراک دارند، اما علم ندارند.) عالم مادی تنها به طریق لامسه وحس به دانش ما در می آیند. افلاطون، تمام اشيا دور محور تئوري ايده ها ميچرخد و بزرگترين ايده ها در نظر او نيكي است كه خير اعلي است و نيكي خود با زيبائي برابراست..

 افلاطون نخستین ایده آلیست خوانده می شود.

ادامه نوشته

۱۲ روش برای ایجاد خلاقیت و ایده های بزرگ در ذهن

منبع:http://www.mardoman.com/success/greatideas.aspx

ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.       

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که در این قسمت برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی نقص راه اندازید.

ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده ایم. این امر سبب می شود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم.

ادامه نوشته

کارآفريني و نقش ICT درآن      

تعريف کار آفريني

توانايي در به کار گيري عوامل توليد (زمين و نيروي کاروسرمايه) از ويژگيهاي کارآفرينان است. آنها با استفاده از اين عوامل اقدام به توليد کالاها و خدمات جديد مي کنند. کارآفرين کسي است که داراي ايده و فکر جديدي باشد و از طريق يک کسب و کار که توام با مخاطره وريسک است محصول و خدمتي را به بازار ارائه کند که نو و جديد باشد. جوزف شومپيتر که يک اقتصاددان اتريشي است، و اولين کسي است که اصطلاح کار آفرينان (Enterpreneurs) را مطرح کرده است. در نخستين سالهاي دهه 1940 اظهار نظر کرد که کارآفريني موتور توسعه اقتصادي و لوکوموتيوران اين توسعه کارآفرين مي باشد.

تفاوت کارآفريني با مديريت


کارآفريني با مديريت تفاوت دارد. پال اچ ويکلن ميگويد :کار آفريني مستلزم ايجاد تغييرات در توليد است در حالي که مديريت مستلزم ايجاد هماهنگي در فرايند توليد مي باشد. او مي گويد : کار آفريني يک پديده گسسته است و موجب تغيير در فرايند توليد مي شود و سپس ناپديد ميگردد تا اينکه يک بار ديگر موجب اين تغييرات شود. پيتر دراکر ميگويد: کارآفرينان تغيير را به عنوان يک پديده به هنجار و سالم مي انگارند. معمولا آنها موجب ايجاد تغييرات مي شوند.

ادامه نوشته

تحول فرهنگی گامی به سوی کارآفرینی

تمجتبی ولی زاده

ربيت نيروي انساني و آموزش در جامعه باهدف بهره برداري آتي از اين نيرو صورت مي گيرد. اما امروزه بسياري از جواناني كه دردانشگاهها و مراكز علمي كشور به تحصيل مشغولند اميدوارند كه پس از فراغت از تحصيل هرچه سريعتر وارد "بازار كار" شوند. عبارت "بازار كار" عبارتي است بسيار حساس ، وبرداشت جوانان از اين عبارت ، يكي از عوامل حياتي موثر در آينده كشور به حساب مي آيد.متاسفانه امروزه "بازار كار" در اذهان بسياري ازجوانان و دانشجويان كشور يكسري پستهاي ازپيش تعيين شده ، و به عبارتي يكسري "صندليهاي پيش ساخته اي " تعبير مي شود كه درجامعه منتظر آنهاست . اما ديدگاه كارآفرينانه نسبت به پديده اشتغال ، تاحد زيادي از مشكلات جوانان در مواجهه با آينده ، خواهدكاست . يك چنين ديدگاهي مي تواند در پوشش تحولات فرهنگي لازم براي توسعه كارآفريني در كشور،حاصل شود.

هدف اين مقاله ، بررسي و تحليل جنبه هاي مختلف فرهنگ كارآفريني و ارزيابي اقدامات لازم براي پياده سازي آن است . در اين راستا سعي بر آن است كه با تحليل ويژگيها، ارزشها،هنجارها، و دانش لازم براي استفاده برنامه ريزي شده از كارآفريني به عنوان ابزار توسعه اقتصادي ،گامي درجهت ايجاد زمينه لازم براي اقدامات كارشناسي برداشته شود.

ادامه نوشته

كارآفريني در سازمان؛ چالش‌ها و راهكارها

حميد شفيع‌زاده چاپ ايميل
 خرداد 1387
- با روند تغييرات بين المللی و گذر از جامعه صنعتي به سمت جامعه اطلاعاتي، اتخاذ استراتژي‌های جديد در راستاي استفاده از ارزش ها و فرصت هاي جديد از طریق کارآفرینی در سازمان ها ضروري است. در اين گزارش، علاوه بر تاريخچه كارآفريني سازمانی، مفاهيم كارآفريني و تعاريف متعددي كه براي آن در نظرگرفته شده، بررسي و تفاوت كارآفرينان مستقل (Entrepreneurs) و كارآفرينان سازماني (Intrapreneurs) بيان شده است. كارآفرين مستقل نقطه مقابل كارآفرين سازماني به شمار مي آيد. ويژگي مهم كارآفرين سازماني، نوآوري در سازمان ها و شرکت ها و ويژگي مهم كارآفرين مستقل، نوآوري و خلاقيت به شکل فردی است. براين اساس كارآفرين، فردي است كه با پذيرش خطر (ريسك)، طرح جدیدی را اجرا يا راه اندازي مي كند و گروهي از افراد را در يك تشكل سرپرستي و براي آنان ايجاد اشتغال مي كند. در اين گزارش به ويژگي هاي «سازمان های کارآفرین» نیز اشاره شده که در آن، كارآفرين به عنوان نيروي محركه اصلي مورد توجه قرار گرفته است. امروزه، نوآوران و صاحبان فكر و ايده سرمايه هاي اصلي يك سازمان یا بنگاه اقتصادي محسوب مي شوند. در نهايت به منظور توسعه كارآفريني سازمانی در كشور پيشنهاداتي ارائه گرديده است
ادامه نوشته

نظریه پردازان جامعه شناسی فرهنگی 2

تعاريف ماكس وبر غالبا در حوزه كنش اجتماعي است . كنش به معناي تمام رفتارهاي انساني است كه در آن فرد كنشگر يك معناي ذهني به رفتار خود مي دهد. اين رفتار مي تواند قابل مشاهده و يا صرفا ذهني باشد. به عبارتي رفتار آن چيزي است كه انجام مي دهيم بدون آنكه معنايي به آن نسبت دهيم. اگر من عطسه مي كنم ، حركات من مي تواند نتيجه نهايي يك عامل فيزيكي و نه يك كنش معنادار است. وبر به تشخيص چهار نوع كنش معنادار اجتماعي مي پردازد كه تفاوت آن ها در درجه معناداري و عقلايي بودن آن است:

ادامه نوشته

مطالعه موردي - کارآفرینی در كشور ايتاليا

كشور اروپايي ايتاليا كه در شمار 7 كشور صنعتي پيشرفته جهان است، 5/57 ميليون نفر جمعيت دارد و سرانه توليد ناخالص داخلي آن حدود 23000 دلار برآورد مي‌شود. نرخ بيكاري نيز در آن حدود 12 درصد است.[7و6و5].

تعداد شركت‌هاي كوچك و متوسط ايتاليا حدود 95 درصد مجموع شركتهاي اين كشور (حدود3/3 ميليون شركت ايتاليايي) است و اين شركتها حدود 5/6 ميليون نفر كارگر دارند كه ميانگين تعداد كارگر در هر يك كمتر از 10 نفر است، يعني رويهم 47 درصد نيروي كار ايتاليا را در بردارند. در اين مطالعه با توجه به نقش كارآفريني و شركتهاي كوچك و متوسط در شركتهاي ايتاليا موارد گوناگوني به اين شرح بررسي شده است:

ادامه نوشته

نظریه پردازان جامعه شناسی فرهنگی 1

اصول نظریه مارکسیسم

کارل مارکس فیلیسوف آلمانی، سوسیاليست و سیاستمدار قرن ۱۹ بود . او در رابطه با علل رشد و توسعه اقتصادي و مناسبات اجتماعي و فرهنگ حاكم بر آن را توضيح مي دهد. به اعتقاد ماركس ، اقتصاد و به دنبال آن مناسبات مالكيت به عنوان زير بنا و فرهنگ به عنوان رو بنا قلمداد مي شود. به اعتقاد وي عوامل رو بنايي وابسته به عوامل زير بنايي هستند. عواملي نظير سياست، اجتماع، فرهنگ ، فلسفه و علم و علاوه برآن نهاد خانواده و ساير نهادهاي مرتبط با آن عوامل رو بنايي هستند كه مستقيما به عوامل زير بنايي يعني اقتصاد وابسته است. طبق نظريه ماركس ، زير بنا، روبنا را تضمين مي كند و رو بنا حافظ موجوديت مناسبات اجتماعي ست. زماني كه طبقه حاكم داراي يك سلسله امتياز اند، افكار حاكم فرهنگي در جهت محافظت از واقعيت موجود به پيش مي رود. در اين فرضيه ماركس  فرهنگ ، در حقيقت مترادف با ايدئولوژي طبقه حاكم است.

ادامه نوشته

اومانیسم(humanism)

اومانیسم(humanism) در فارسی به صورت اصالت انسان، انسان‌گرایی، انسان‌مداری ،آدمیت و خود بنیادی ترجمه شده است. .

این مکتب انسان را محور ارزشها قرار می دهد یعنی اصالت به اراده و خواست او داده می شود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدا محوری می باشد قرار گرفته است .

آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد.  در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد و اصالت به خدایان داده می شد در مقابل این اعتقاد عده‌ای اصالت را به انسان می‌دادند که می‌توان آنها را اومانیستهای قدیم نامید. ریشه‌های اومانیسم در معنای عام آن که همان انسان محوری در مقابل خدا محوری است سابقه‌ای طولانی در فرهنگ قرون وسطایی دارد.علیرغم سختگیری‌ها و شکنجه‌های دستگاه تفتیش عقاید کلیسا، موج روگردانی از مذهب از اواخر قرن 13 رو به افزایش نهاد تا آن که در زمان رنسانس به شکل طغیان علیه کلیسا و مذهب ظهور کرد. . به قول رنه گنون: در دوران رنسانس یک واژه بود که مورد احترام قرار گرفت و از پیش سراسر برنامه تمدن متجدد را در خودخلاصه کرد. این واژه اومانیسم است. در واقع منظور از این واژه این بود که همه چیز را محدود به موازین بشری محض سازند و هر اصل و طریقی را که خصلت معنوی داشت به صورت انتزاعی درآورند.این خود انسان است که باید با اتکا به استعدادها و امکانات وجودی خویش، به تثبیت امور اجتماعیش بپردازد و اراده خود را حاکم بر جامعه بشری بنماید.

 

ادامه نوشته

نيازهاي اجتماعي :

انسان داراي نيازهاي فيزيولوژيك است كه براي رفع آن به تنهايي نمي تواند اقدام نمايد. براي رفع اين نيازها، او با ديگر همنوعان خود در ارتباط قرار مي گيرد. نيازهاي  فیزیولوژیک شامل آن دسته از انگیزه‌های فرد ي  است که اغلب جنبه حیاتی برای فرد دارند و با نیازهای اساسی جسمانی او مرتبط هستند. چنین نيازهايي  برای رفع احتیاجات جسمانی و تداوم سلامت فرد و عمر او نقش مهمی دارند. و فرد را وادار می‌کنند به دنبال راهکاریهایی باشد که نیازهای وی را تامین می‌کنند. به عبارتی نیازهای فیزیولوژیک فرد را دچار تنش و ناآرامی می‌کند و فرد که یاد گرفته است که چنین تنش و ناآرامی با رسیدن به شرایط خاصی قابل رفع هستند، به دنبال آن شرایط می‌گردد را برای خود فراهم سازد تا دوباره به حالت تعادل و آرامش قبلی برسد. نيازهاي فيزيولوژيك از طريق توانايي هاي خلاق انسان در امر توليد ابزار( تكنولوژي) و توليد خدمات برطرف مي شود. اين امر با ايجاد ارتباط با ديگر افراد همنوع فرد امكان پذير مي گردد. به عبارتي ارتباطات فرد بر گرفته از نيازهاي اجتماعي است .
ادامه نوشته

شناخت ابعاد فرهنگي

 براي شناخت تاثير فرهنگ بر رفتار اجتماعي ، بايد به ابعاد فرهنگي حاكم بر آن رفتار توجه نمود. برخي از ابعاد فرهنگي را به آساني مي توان شناخت. ميتوان  فرهنگ را به كوه يخي تشبيه نماييم . توجه به سطح روبنايي و زير بنايي آن مي تواند ما را به شناخت تاثير

فرهنگ  بر رفتار اجتماعي ياري نمايد.

ادامه نوشته